پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۱۶۳ - التمیز

نپنداری شیوع این کودکانند

که لایق بر مویز و گردکانند

گروهی عاری از رسم تصوف

بزی فقر بینی از تکلف

نه آگاه از رسوم فقر و ارشاد

نه واقف بر رموز ذکر و اوراد

نه هرگز دیده مردی در طریقت

نه هرگز در مقامی کرده خدمت

نه رنجی برده بر حق یا بباطل

نه نوری دیده ثابت یا که آفل

عواملی چند او را گشته منقاد

جز اینش مایه‌ئی نمود در ارشاد

فکنده لاف درویشی بعالم

شده قانع باسمی نا مسلم

در اوصافش کمال نافذی نه

بدست از شیخیش جز کاغذی نه

که این هست از فلان شیخ و فلان پیر

باین عذرم بود هر نقص بپذیر

غرض معنی سوادی لفظ و حرفست

نه همسر قطره با دریای ژرف است

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۱۶۵ - صبیح الوجهصبیح‌الوجه شمس بذل و داد است
  2. بخش ۱۶۶ - الصباصبا نفحات رحمانیست کاید
  3. بخش ۱۶۷ - الصدیقبود صدیق تاکید صداقت
  4. بخش ۱۶۸ - صدق‌النورز صدق‌النور بشنو کت بکار است
  5. بخش ۱۶۹ - الصداءصدا بر دل خطور ناپسند است
  6. بخش ۱۷۰ - الصعقبود صعقت اگر دانی اشارات
  7. بخش ۱۷۱ - الصفوهبود صوفت صفا از کدر اغیار
  8. بخش ۱۷۲ - صوره‌الحقگرت با صوره‌الحق است روئی
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.