پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۶

زیانت خود چه بود از مهربانی

که کردی با سبک روحان گرانی

به سختی های هجرانت نمودم

ولی می میرم از این سخت جانی

ترا تا دامن از دستم رها شد

نگستردم بساط کامرانی

ز خاکم بوی غم خواهی شنیدن

چو من رحلت کنم زین دار فانی

مرا از دیگران افزون بزن زخم

که در حشرم شناسی زین نشانی

چو سگ های سر کوی تو ای کاش

مرا بودی مقام پاسبانی

ترحم کن بر این پیر گرفتار

که یا رب کام یابی از جوانی

به سودای غمت شادم ولی باز

غمم حاصل بود زین شادمانی

چه خسروها که فرهاد توگشتند

به شور حسنت ای شیرین ثانی

صفایی کردی از عشقش تبرا

مرا انداختی در بدگمانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۸دل از دستم ربود آن یار جانی
  2. شمارهٔ ۳۸۹با آن همه لطف و مهربانی
  3. شمارهٔ ۳۹۰بدین لطف و وفا و مهربانی
  4. شمارهٔ ۳۹۱دلا معاونت اشک پرده در نکنی
  5. شمارهٔ ۳۹۲راه دیار یا مرا ای صبا بپوی
  6. شمارهٔ ۳۹۳مکن از برم جدایی به طریق بی وفایی
  7. شمارهٔ ۳۹۴به میدانت از کشتگان نیست جانی
  8. شمارهٔ ۳۹۵تا شدی ای دوست از کنار صفایی
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.