پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۳

مکن از برم جدایی به طریق بی وفایی

که نیرزد آشنایی به کشاکش جدایی

به شکنجه و گزندت نکشم سر از کمندت

که گرم کشی به بندت به از آن که پر گشایی

چو اجل ز در درآید همه شادیم فزاید

به امید آنکه شاید دهد از غمم رهایی

تو و التزام دوری من و بند ناصبوری

تو و لعل عیسوی دم من و درد بی دوایی

سر ما ز خاک این در همه عمر کرده افسر

که گدایی تو خوشتر ز شکوه پادشایی

دمی ای ندیم بی غم بزن از نصیحتم دم

من و فسق عذر توام تو و عجب پارسایی

برو این غرور از سر بگذر و زود بگذر

که خود اعتذار بهتر ز عبادت ریایی

تو یکی به حال ما رس که نمانده جز توام کس

همه را به داوری بس تو خصوص بر صفایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۵تا شدی ای دوست از کنار صفایی
  2. شمارهٔ ۳۹۶ز فرق تا قدم از عضو عضو او به ادایی
  3. شمارهٔ ۳۹۷فغان کآغاز عشق و آشنایی
  4. شمارهٔ ۳۹۸اگر باری به باغ از در درآیی
  5. شمارهٔ ۳۹۹بدین اخلاق و اوصاف خدایی
  6. شمارهٔ ۴۰۰بدین اخلاص و صدق و بی ریایی
  7. شمارهٔ ۴۰۱ترا آخر چه شدکز بی وفایی
  8. شمارهٔ ۴۰۲نماند از تاب هجرانت مرا دیگر شکیبایی
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.