پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۹

بدین اخلاق و اوصاف خدایی

ترا نبود گریز از دل ربایی

به دام و آشیان مرغ غمت راست

بسی بهتر اسیری از رهایی

دل از قیدم رهان کاین رشته برپای

ندارد فرق بندی یا گشایی

قوی تر بر وفایت عهد بستم

ز خوبان هر چه دیدم بی وفایی

شکیبایی مدار از ما تمنا

گذشت از صبر کارم در جدایی

چه دولت ها دهد دستم که یکبار

به سر وقتم به پای پرسش آیی

چو زلفت بار غم در هم شکستم

مرا ز آن حقه باید مومیایی

سرم بر عرش ساید گر کند باز

به چشمم خاک پایت توتیایی

مرا باشد شفا از آن لب تو مپسند

که من گردم هلاک از بی دوایی

به دوزخ رفتنش مشکل نباشد

توگر همراه باشی با صفایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۱ترا آخر چه شدکز بی وفایی
  2. شمارهٔ ۴۰۲نماند از تاب هجرانت مرا دیگر شکیبایی
  3. شمارهٔ ۴۰۳عجب دارم تو با این خوب رویی
  4. شمارهٔ ۴۰۴تعالی الله چه گویم ز آن نکویی
  5. شمارهٔ ۴۰۵از تو ای دوست چه پنهان رهم افتاد به کویی
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.