پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۵

از تو ای دوست چه پنهان رهم افتاد به کویی

که دل افکند مرا در هوس روی نکویی

دلبری جان شکری پرده دری نکته درایی

گلرخی سرو قدی سنگ دلی سلسله مویی

گل نوشین دهنی سرو صنوبر حرکاتی

سنگ خارا شکنی سلسله غالیه مویی

لعبت لاله عذاری صنم باده گساری

سرکشی سیم تنی نوش لبی نادره گویی

رسدش مو به میان با همه خردی عجب آرم

وین عجب تر که میانش نرسیده است به مویی

خاک دل رفت به بادم به هوای سر زلفی

آب رخ ریخت به خاکم همه از آتش رویی

سوزن و رشته ز زلف و مژه می ساز فراهم

تا مگر زخم مرا زین دو توان کرد رفویی

گر نشیند چه شود بار برین دیده ی گریان

سروی آنسان نکند جای مگر بر لب جویی

صرف جانان شد اگر عمر صفایی مخور انده

جاودان زنده بمانی توکه جان داده اویی

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.