پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۰

بدین اخلاص و صدق و بی ریایی

بدین پرهیز و زهد و پارسایی

گرفتار بتی گشتم که زیبد

کنیزش خوب رویان ختایی

رضاجویی حیاخویی صفا دوست

بری از رسم و راه بی وفایی

لبش خندان دلش خرم سرش گرم

به کار دوستی و آشنایی

دلم را برد و نیکو داشت وه وه

به دل داریش بعد از دل ربایی

بیا ای پادشه ز آنچشم و ابرو

بیاموز آیت کشور گشایی

چو گلبن قامتش در جلوه سازی

چو سنبل گیسویش در مشک سایی

ولی گلبن کجا وین استقامت

ولی سنبل کجا وینسان رسایی

ترا باید ستایش بر وفایت

نزیبد دیگران را خودستایی

چنان کز وی نیاید جز محبت

شکیبایی نیاید از صفایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۲نماند از تاب هجرانت مرا دیگر شکیبایی
  2. شمارهٔ ۴۰۳عجب دارم تو با این خوب رویی
  3. شمارهٔ ۴۰۴تعالی الله چه گویم ز آن نکویی
  4. شمارهٔ ۴۰۵از تو ای دوست چه پنهان رهم افتاد به کویی
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.