پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۷

آه که گشتم ز عشق با همه دانی

عاشق آن ترک بچه همدانی

از چه نهان شد ز چشم مردم اگر خود

لعبت ما نیست شرم صورت مانی

مرغ دل از قید گیسویش سوی گلشن

پر نگشاید به ذوق بال فشانی

خاک به فرقم اگر همی دهم از کف

خاک سر کوی او به تاج کیانی

بهر خدای ای صبا به بزم دلارام

بگذر و از من پس از سلام رسانی

با تب و تیمار و سوز و زاری و افغان

از غم و دردم چنانکه دیده و دانی

شرح و بیانی نه مختصر که مفصل

سرکن و با وی بگوکه گفت فلانی

سوختنم بیش از این مخواه خدا را

چاره ی دردم بکن چنانکه توانی

نیست وفای نهانیت به من اما

گه به گهم دل بجو به مهر زبانی

کین ضمیر از درون به روی میفکن

گرچه به دل نیستت محبت جانی

آنقدر از نام من که عشق تو پیداست

نظم صفایی ز حسن تست نشانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۹با آن همه لطف و مهربانی
  2. شمارهٔ ۳۹۰بدین لطف و وفا و مهربانی
  3. شمارهٔ ۳۹۱دلا معاونت اشک پرده در نکنی
  4. شمارهٔ ۳۹۲راه دیار یا مرا ای صبا بپوی
  5. شمارهٔ ۳۹۳مکن از برم جدایی به طریق بی وفایی
  6. شمارهٔ ۳۹۴به میدانت از کشتگان نیست جانی
  7. شمارهٔ ۳۹۵تا شدی ای دوست از کنار صفایی
  8. شمارهٔ ۳۹۶ز فرق تا قدم از عضو عضو او به ادایی
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.