پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۳

کاش چون مینا به دستت بودمی

پیش روی چشم مستت بودمی

همچو خال ایمن ز آفات دوکون

با دو لعل می پرستت بودمی

فارغ از فکر دو گیتی تا ابد

سرخوش از جام الستت بودمی

گه به طرف چهر و گه اطراف دوش

چون دو زلف پرشکستت بودمی

قایم و ساجد به خدمت بنده وار

گه بلند وگاه پستت بودمی

شهد و زهر و لطف و قهر و صلح و جنگ

قرن ها با هر چه هستت بودمی

جان به مهرت می نبستم گر ز کین

چون دل پیمان گستت بودمی

کردمی از دست غم ز اینجا سفر

گرنه زینسان پای بستت بودمی

پر گشودی مرغ اقبالم اگر

چون صفایی صید شستت بودمی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۵از این خشم و غرور و سرگرانی
  2. شمارهٔ ۳۸۶زیانت خود چه بود از مهربانی
  3. شمارهٔ ۳۸۷آه که گشتم ز عشق با همه دانی
  4. شمارهٔ ۳۸۸دل از دستم ربود آن یار جانی
  5. شمارهٔ ۳۸۹با آن همه لطف و مهربانی
  6. شمارهٔ ۳۹۰بدین لطف و وفا و مهربانی
  7. شمارهٔ ۳۹۱دلا معاونت اشک پرده در نکنی
  8. شمارهٔ ۳۹۲راه دیار یا مرا ای صبا بپوی
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.