پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴

مطرب خوش نوا دمی نای غزل سراگشا

رود کرب زدا بزن راه طرب فزاگشا

شاهد قبض و بسط من پرده بر آستان فکن

تکمه نقره ز آستین بند زر از قبا گشا

ساقی بزم می کشان، خیز و به آب زر فشان

تاب تنم فرو نشان، قفل دلم فراگشا

تافته از عبیر مو، صحن سرای و طرف کو

غالیه بیز و عطربو تاب ز طره واگشا

دور فراق دیر شد چند تغافل ای صنم

زود دری ز وصل خود بر رخم از وفا گشا

خواهی اگر چهار سو، ماه فشان و مشک بو

عقده زلف و عقد رو، هر دو ز هم جدا گشا

از سر دوش تا دمی سر به قدم سپاردت

بهر رهایی دلم زلف گره گشا گشا

زاهد پرده در نکو، بسته در سرا براو

محرم راز را سر از جام جهان نما گشا

طبع صفایی ار کند در خور خویش وصف تو

زآن دم عیسوی صفت نطق وی از دعا گشا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶پیمان به پا فکنده ونالی ز دست ما
  2. شمارهٔ ۳۷بگذر صبا به بزم جفا کرده یار ما
  3. شمارهٔ ۳۸در پی وصل جفا جوی ستم پاره ی ما
  4. شمارهٔ ۳۹جور است اگرتلافی مهر و وفای ما
  5. شمارهٔ ۴۰ای در دلم زکاوش عشق تو خارها
  6. شمارهٔ ۴۱مشاطهٔ زیبایی آراسته چنبرها
  7. شمارهٔ ۴۲علی‌الصباح چه گل‌ها که در گلستان‌ها
  8. شمارهٔ ۴۳چاره ی اندوه را ساقی نبینم جز شراب
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.