پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲

نگارم گر نکو دانسته رسم دلستانی را

بحمدالله که داند تیر طرز مهربانی را

به عهد پیریم یاری وفا پرور به چنگ آمد

عبث کردیم صرف دیگران دور جوانی را

جهان ها حیف ننمودی مرا گر دسترس بودی

چو خاک افشاندمی جان ها بیا دلبند جانی را

دلارامی در آن ایام اگر بودی بدین صورت

قلم بر سر کشیدی بی سخن تصویر مانی را

به لعل کام بخشت نسبتش فی الجمله دادندی

اگر یاقوت دانستی نکات نکته دانی را

بر اشکم تا همی خندی مگو از گریه باز آیم

که این گوهر چکانی آرد آن شکر افشانی را

به وصفت کلک مشکین را بیان ها گر بدیع آید

از آن نوشین دهان آموخت این شیرین زبانی را

چو سگ بر آستانت منتی بگذار و بنشانم

که من ز او خوبتر دانم طریق پاسبانی را

گر از راز غمت خواهی خموش آیم بیا بنشین

که از سرو قدت آموخت طبعم این روانی را

به خاک حضرت جانان زجان بازی مگردان رو

صفایی گر همی جویی حیات جاودانی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴مطرب خوش نوا دمی نای غزل سراگشا
  2. شمارهٔ ۳۵در عهد غیر دلبر پیمان گسست ما
  3. شمارهٔ ۳۶پیمان به پا فکنده ونالی ز دست ما
  4. شمارهٔ ۳۷بگذر صبا به بزم جفا کرده یار ما
  5. شمارهٔ ۳۸در پی وصل جفا جوی ستم پاره ی ما
  6. شمارهٔ ۳۹جور است اگرتلافی مهر و وفای ما
  7. شمارهٔ ۴۰ای در دلم زکاوش عشق تو خارها
  8. شمارهٔ ۴۱مشاطهٔ زیبایی آراسته چنبرها
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.