پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۸

صرف شد عمر گرانمایه به جمع زر و سیم

و اندرین رسته نگیرند به جز قلب سلیم

وای زین خجلت و خوف و خطر و خبط و خطا

که امانم همه باک است و امیدم همه بیم

سفرکوی تو حد نیست گدایی چو مرا

مگرم بدرقه ی راه کنی لطف قدیم

جهل من بین که بدین ضعف و حقارت رفتم

زیر باری که ابا جست از آن عرش عظیم

خلق را خلق کریم تو و اوصاف حسن

حجتی بود مبین ز آیت احسن تقویم

روی دل در دو جهان تافت زهر رتبه مقام

هر که گردید به خاک سر کوی تو مقیم

در بهشتم همه جا تا بودم قرب جوار

که شراری است مرا ز آتش هجر تو جحیم

نام پرهیز مبر لاف کرامات مباف

که صفایی تو نه ای قابل اکرام کریم

شرک را عار ز توحید تو با این تمکین

کفر را ننگ ز اسلام تو با این تسلیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۰الهی خاطرم فارغ ز قید ماسوا گردان
  2. شمارهٔ ۳۰۱به جز خار جفا زین گل عذاران
  3. شمارهٔ ۳۰۲بیا بنگر سرشک اشکباران
  4. شمارهٔ ۳۰۳الا ماهم الا یارم الا جان
  5. شمارهٔ ۳۰۴غمت گرفت فضای دلم چنان که در آن
  6. شمارهٔ ۳۰۵شب و روز از غمت در باغ و زندان
  7. شمارهٔ ۳۰۶به زندان بلا آونگ هجران
  8. شمارهٔ ۳۰۷از آن طره ی مشکفام جانان
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.