پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۹

سرشک دیده اگر رشک آب جو نکنم

به خاک پای تو تحصیل آبرو نکنم

نشان خاک درت بر جبین من پیداست

به آب چشمش اگر پاک شست و شو نکنم

مرا به وادی عشق تو نیست یک سر خار

که هر دقیقه به دل صد رهش فرو نکنم

اگر به هجر نباشد مرا امید وصال

خدا گواست که جز مردن آرزو نکنم

مرا رضای تو باید به سهو اگر کاری

خلاف رای تو کردم دگر بگو نکنم

خبر ز راز من ای خامه می بری به رقیب

گناه من که دگر با توگفتگونکنم

به عشق دوست مرا از قدیم الفت هاست

به حکم عقل نوآموز ترک او نکنم

کجا بر آن سر زلف دو تا زنم دستی

اگر به پای تو بالای خود و تو نکنم

هزار چاک به دامان تقویم نگری

اگر به تار ریا دم به دم رفو نکنم

درست نیست صفایی مرا به کیش وفا

هر آن نماز که با خون دل وضو نکنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۱بیا ساقی بپیما ساغری زان صاف گلگونم
  2. شمارهٔ ۲۹۲حاضر و غایب مگو خداست گواهم
  3. شمارهٔ ۲۹۳سیه مستی فراز آمد به راهم
  4. شمارهٔ ۲۹۴راندی آخر چون سگ از درگاه خود با خواریم
  5. شمارهٔ ۲۹۵ساقی امشب ز تو ما چشم نگاهی داریم
  6. شمارهٔ ۲۹۶من و یار ار همی باشیم با هم
  7. شمارهٔ ۲۹۷گشودی طلعت از گیسوی درهم
  8. شمارهٔ ۲۹۸صرف شد عمر گرانمایه به جمع زر و سیم
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.