پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۱

بیا ساقی بپیما ساغری زان صاف گلگونم

به خم بنشسته بنگر حکمت افزون از فلاطونم

به جامی ملک جم چون کی برابر کی کنم حاشا

که یک دم گنج آسایش به از صد گنج قارونم

دو کیهان را نپندارم به میزان تو مقداری

دو چندان گر به یک مویت ستانم باز مغبونم

ترا غم خوار خود دانم و زانت بی وفا خوانم

که فارغ دارد از رشک رقیب این نقش وارونم

اگر دوزخ ترا موقف مرا مینو معاذ الله

از آنجا جذبه ی مهرت برد بی وقفه بیرونم

مگر مفتون حسن لعبتی چون خویشتن گردی

چه دانی ورنه با چندان تغافل کز غمت چونم

به چشم لطف یک ره بنگرم زان بیش کز زاری

برد سیل سرشک دیده آب از نیل و جیحونم

کمان دارم هنوزش تیر در ترکش تماشا کن

ز پا افتاده بر خاکم به سر غلطیده در خونم

صفایی یا تا با من سر صدق و صفا دارد

چه باک از کید کیهانم چه خوف از خشم گردونم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۳سیه مستی فراز آمد به راهم
  2. شمارهٔ ۲۹۴راندی آخر چون سگ از درگاه خود با خواریم
  3. شمارهٔ ۲۹۵ساقی امشب ز تو ما چشم نگاهی داریم
  4. شمارهٔ ۲۹۶من و یار ار همی باشیم با هم
  5. شمارهٔ ۲۹۷گشودی طلعت از گیسوی درهم
  6. شمارهٔ ۲۹۸صرف شد عمر گرانمایه به جمع زر و سیم
  7. شمارهٔ ۲۹۹که گفتت تا بدین غایت شها روی از گدا گردان
  8. شمارهٔ ۳۰۰الهی خاطرم فارغ ز قید ماسوا گردان
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.