پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۴

راندی آخر چون سگ از درگاه خود با خواریم

مرحبا! دادی عجب پاداش خدمتکاریم

از توام جز حسرت و بیگانگی حاصل نرست

خوب آوری به جا شرط وفا و یاریم

مشکلم زاری نکرد آسان به حکم آزمون

غمزه‌ات خون‌خوارتر شد هر دم از خونباریم

نازم آن دل کز غرور و قهر و نازت کم نشد

هر چه دیدی بیشتر عجز و نیاز و زاریم

آب کو؟ طاقت کجا؟ چندم تحمل؟ صبر چون؟

سنگ و سندان نیستم آخر چه می‌پنداریم؟

تیرها کردی رها بر سینه‌ام وانگه ز مهر

مرهمی نگذاشتی بر زخم های کاریم

جز ارادت جز صفا جز مهربانی جز وفا

خود چه دیدی تا چنین خونین جگر می‌داریم

دل مقیم آستان، چشم از قفا، غم پیش روی

تن روان است از سر کویت به صد ناچاریم

شب خیالت در بغل، روز از فراقت در فغان

بارک الله مرحبا زان خواب و این بیداریم

شیر چرخم صید رو به آید ای آهو خرام

از سگان کوی خود یکبار اگر بشماریم

در ره جانان صفایی زاری ما سهل بود

از دو لعلش می کشد اظهار آن بی‌زاریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۶من و یار ار همی باشیم با هم
  2. شمارهٔ ۲۹۷گشودی طلعت از گیسوی درهم
  3. شمارهٔ ۲۹۸صرف شد عمر گرانمایه به جمع زر و سیم
  4. شمارهٔ ۲۹۹که گفتت تا بدین غایت شها روی از گدا گردان
  5. شمارهٔ ۳۰۰الهی خاطرم فارغ ز قید ماسوا گردان
  6. شمارهٔ ۳۰۱به جز خار جفا زین گل عذاران
  7. شمارهٔ ۳۰۲بیا بنگر سرشک اشکباران
  8. شمارهٔ ۳۰۳الا ماهم الا یارم الا جان
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.