پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۰

ای دل امشب چاره هجران به مردن می کنم

آخر این دشوار را آسان به مردن می کنم

عشق را درمان به هجران هجر را درمان به صبر

کردم اینک صبر را درمان به مردن می کنم

دوست فرمانم به هجران داد و هجرانم به مرگ

ناگزیر امضای این فرمان به مردن می کنم

هر دم از نو بهر ما اندیشه آزاری چرا

نفی این غم از دل جانان به مردن می کنم

در جدایی شد شکیبایی ز مرگم صعب تر

سلب یک گردون ملال از جان به مردن می کنم

جان ندارم بی تو و خوانند خلقم زنده باز

از خود اکنون رفع این بهتان به مردن می کنم

سینه بر دل تنگ شد چون جایگه برتن مرا

جان خویش آزاد ازین زندان به مردن می کنم

راز عشق دوست کز دشمن نهفتم سال ها

آشکارا بر سر میدان به مردن می کنم

زندگی را در قفا جز مرگ نبود دیر و زود

مشق عمر جاودانی زان به مردن می کنم

نالش سر پنجه ی هجرم چنان در هم شکست

کش صفایی ناگزر جبران به مردن می کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۲حاضر و غایب مگو خداست گواهم
  2. شمارهٔ ۲۹۳سیه مستی فراز آمد به راهم
  3. شمارهٔ ۲۹۴راندی آخر چون سگ از درگاه خود با خواریم
  4. شمارهٔ ۲۹۵ساقی امشب ز تو ما چشم نگاهی داریم
  5. شمارهٔ ۲۹۶من و یار ار همی باشیم با هم
  6. شمارهٔ ۲۹۷گشودی طلعت از گیسوی درهم
  7. شمارهٔ ۲۹۸صرف شد عمر گرانمایه به جمع زر و سیم
  8. شمارهٔ ۲۹۹که گفتت تا بدین غایت شها روی از گدا گردان
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.