پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۸

تا سیر سرو و سوری آن سیم تن کنم

حاشا که یاد سرو و هوای سمن کنم

هر کین که می کشد فلک از من ولی دگر

محکم به مهر آن مه پیمان شکن کنم

صد پیرهن قبا کنم امروز تا شبی

با دوست جایگه به یکی پیرهن کنم

خاک در تو گردم اگر آسمان ز رشک

راضی شود که بر سر کویت وطن کنم

چندان به زخم تیغ تو شادم که وقت نیست

تا فکر چاره دل خونین بدن کنم

در دست دلبر است دل اما قیاس حال

از درد و داغ لاله گلگون کفن کنم

کو فرصتی که با غم عشق و خیال دوست

تدبیر حال شیفته خویشتن کنم

صد جام زهر بی تو فرو ریزدم به کام

هر دم که یاد آن لب نوشین دهن کنم

گر دل قدم برون نهد از خط بندگیت

بر گردنش از آن خم گیسو رسن کنم

جان خار تن صفایی و تن خاک راه باد

با او اگر مضایقه از جان و تن کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۰ای دل امشب چاره هجران به مردن می کنم
  2. شمارهٔ ۲۹۱بیا ساقی بپیما ساغری زان صاف گلگونم
  3. شمارهٔ ۲۹۲حاضر و غایب مگو خداست گواهم
  4. شمارهٔ ۲۹۳سیه مستی فراز آمد به راهم
  5. شمارهٔ ۲۹۴راندی آخر چون سگ از درگاه خود با خواریم
  6. شمارهٔ ۲۹۵ساقی امشب ز تو ما چشم نگاهی داریم
  7. شمارهٔ ۲۹۶من و یار ار همی باشیم با هم
  8. شمارهٔ ۲۹۷گشودی طلعت از گیسوی درهم
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.