پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۱

هر که زین دور میسر شودش کامی چند

بایدش خورد هم از خون جگرجامی چند

بلبلی در چمن آسوده دمی چند بخواند

کش فراسوده نشد بال و پر از دامی چند

که صباحی دو گذشتش به تمنای نشاط

که بر او در غم و تشویش زند شامی چند

تا گروهی زیدآزرده دل از خار جفا

چرخ از خاک بر انگیخت گلندامی چند

هرکه آزار دلی را به ستم سهمی راند

باش کوکردنش آماده صمصامی چند

محض قطع امل از عهد ازل این شده حکم

که قتیل از پی قاتل نرودگامی چند

حسن دارند بهترکان که ز سر پنجه ی ناز

بردرد پرده ی پرهیز نکونامی چند

طایف کوی تو محرم نه ز دنیا هیهات

بست اول قدم از آخرت احرامی چند

از گریبان تو تا سر نزدی آتش حسن

کی شدی پخته به سودای غمت خامی چند

گو بخور خاک و به خون غلت صفایی همه عمر

تات روزی بنوازند به اکرامی چند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۳امان نداد جدایی مرا زمانی چند
  2. شمارهٔ ۱۷۴فغان که نیست مرا در دهان زبانی چند
  3. شمارهٔ ۱۷۵ز چاک سینه اگر بر کشم فغانی چند
  4. شمارهٔ ۱۷۶داشت وجهی که ندادند ترا جانی چند
  5. شمارهٔ ۱۷۷نیست در صومعه جز معنی حیوانی چند
  6. شمارهٔ ۱۷۸به زلف جستم از آن دو خط گریز گاهی چند
  7. شمارهٔ ۱۷۹برس به داد دل ما که پادشاهی چند
  8. شمارهٔ ۱۸۰ستاده بر سر راه تو دادخواهی چند
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.