پرش به محتوای اصلی
صائب

صائب

مطالع

۵۱۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ زشت‌رو چون سازد از خود دور خوی زشت را؟
  2. شمارهٔ ۲ چرخ می‌داند عیار آه پرتأثیر را
  3. شمارهٔ ۳ چشم صیاد تو ترسانده است چشم ناز را
  4. شمارهٔ ۴ چون دریغ از دیده داری حسن ذات خویش را
  5. شمارهٔ ۵ از دست کار رفته بود پیش، کار ما
  6. شمارهٔ ۶ گردون سنگدل نبود مرد جنگ ما
  7. شمارهٔ ۷ زد غوطه بس که در تن خاکی روان ما
  8. شمارهٔ ۸ تا چند نهد روی به رو آن کف پا را؟
  9. شمارهٔ ۹ بگذار شود زیر و زبر جسم گران را
  10. شمارهٔ ۱۰ بیدار کند بانگ نی افسرده دلان را
  11. شمارهٔ ۱۱ کلید فتح بود از دل شکسته گدا را
  12. شمارهٔ ۱۲ قرار نیست دمی چون شرار، خرده جان را
  13. شمارهٔ ۱۳ زهی ز روزن داغ تو روشنایی دل‌ها
  14. شمارهٔ ۱۴ نیست پروای کدورت دل بی کینه ما را
  15. شمارهٔ ۱۵ گریه مستانه بی‌مِیْ می‌کند ما را خراب
  16. شمارهٔ ۱۶ از ترحم حسن جولان می‌نماید در نقاب
  17. شمارهٔ ۱۷ می‌شود در دور خط عاشق ز جانان کامیاب
  18. شمارهٔ ۱۸ عمر را پاس نفس باز ندارد ز شتاب
  19. شمارهٔ ۱۹ چه خیال است کند مست ترا باده ناب
  20. شمارهٔ ۲۰ روز در جام می آویز که در شب می ناب
  21. شمارهٔ ۲۱ چو ساخت قد ترا حلقه عمر پا به رکاب
  22. شمارهٔ ۲۲ یکی دو شد ز اجل ماتم روان غریب
  23. شمارهٔ ۲۳ زردرویی می‌کشد مهر از ترنج غبغبت
  24. شمارهٔ ۲۴ عمر چون از چل گذشت از وی وفا جُستن خطاست
  25. شمارهٔ ۲۵ حاصل ما از نظربازی نگاه حسرت است
  26. شمارهٔ ۲۶ لعل جان بخش ترا خط دورباش آفت است
  27. شمارهٔ ۲۷ قسمت روشندلان از زندگانی کلفت است
  28. شمارهٔ ۲۸ در کهنسالی ز نسیان شکوه کفر نعمت است
  29. شمارهٔ ۲۹ بی دماغان را نرنجاندن به صحبت منت است
  30. شمارهٔ ۳۰ شیوه چشم کبود از چشم ها دلکشترست
  31. شمارهٔ ۳۱ باده لعلی ز لعل و شیشه از کان خوشترست
  32. شمارهٔ ۳۲ راحت مرگ فقیران ز اغنیا افزونترست
  33. شمارهٔ ۳۳ نیست شاه آن کس که او را تاج گوهر بر سرست
  34. شمارهٔ ۳۴ صندل بی مغز عالم گرده دردسرست
  35. شمارهٔ ۳۵ آنچه ما را از شراب زندگی در ساغرست
  36. شمارهٔ ۳۶ می شوم گل، در گریبان خار می افتد مرا
  37. شمارهٔ ۳۷ بحر نتواند غبار غم ز دل شستن مرا
  38. شمارهٔ ۳۸ می گشاید ذکر بر رویت در الله را
  39. شمارهٔ ۳۹ خط مشکین خواست عذر آن عذار ساده را
  40. شمارهٔ ۴۰ نیست سوی حق به جز تسلیم راهی بنده را
  41. شمارهٔ ۴۱ نیست پروای علایق طبع وحشت‌دیده را
  42. شمارهٔ ۴۲ عشق می پاشد ز یکدیگر دل غم پیشه را
  43. شمارهٔ ۴۳ حسن عالمسوز دارد بی قرار اندیشه را
  44. شمارهٔ ۴۴ زلف طرار تو می بندد زبان شانه را
  45. شمارهٔ ۴۵ بی سرانجامی صفا بخشد دل دیوانه را
  46. شمارهٔ ۴۶ نیل چشم زخم باشد زنگ کلفت سینه را
  47. شمارهٔ ۴۷ شوخی راز محبت می شکافد سینه را
  48. شمارهٔ ۴۸ بیخودی فرش است در چشم و دل بی تاب ما
  49. شمارهٔ ۴۹ می کند در پرده شب جلوه دایم روز ما
  50. شمارهٔ ۵۰ از گرانخوابی چو چشم دام آزادیم ما
  51. شمارهٔ ۵۱ بر زبان حرف طلب هرگز نمی آریم ما
  52. شمارهٔ ۵۲ دور شو ای آستین از دیده گریان ما
  53. شمارهٔ ۵۳ به همواری توان بردن سبق از همرهان اینجا
  54. شمارهٔ ۵۴ به احسان همتم می‌کرد قارون اهل دنیا را
  55. شمارهٔ ۵۵ تمنای تو دارد در کشاکش آسمان‌ها را
  56. شمارهٔ ۵۶ ز بدگویان امان خواهی، ز غیبت پاک کن لب را
  57. شمارهٔ ۵۷ ز خط اندیشه نبود چهره آن سرو قامت را
  58. شمارهٔ ۵۸ کجا اندیشه عقباست عقل ذوفنونت را؟
  59. شمارهٔ ۵۹ کند هر جا پریشان باد زلف مشکبارش را
  60. شمارهٔ ۶۰ توجه نیست با دلهای سنگین عشق سرکش را

متن اشعار به نقل از گنجور.