پرش به محتوای اصلی
صائب

صائب

ابیات منتسب

۷۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ از حباب آموز همت را که با صد احتیاج
  2. شمارهٔ ۲ خضر نتواند به آب زندگی از ما خرید
  3. شمارهٔ ۳ همه تن شانه صفت پنجه گیرا شده ام
  4. شمارهٔ ۴ دانش آن راست مسلم که به تردستی شرم
  5. شمارهٔ ۵ چه حاجت است به می لعل سیررنگ ترا؟
  6. شمارهٔ ۶ فزود تیرگی خاطر از ایاغ مرا
  7. شمارهٔ ۷ در خوش قماشی از بر رو دست برده ام
  8. شمارهٔ ۸ باغبان بیرون کن این گستاخ بادآورده را
  9. شمارهٔ ۹ عیش در زیر فلک با خاکساران مشکل است
  10. شمارهٔ ۱۰ روز محشر سرخ رویی از خدا دارم امید
  11. شمارهٔ ۱۱ گرچه دست سرو کوتاه است از دامان گل
  12. شمارهٔ ۱۲ آن که بی شیرازه دارد کهنه اوراق مرا
  13. شمارهٔ ۱۳ از رمیدن ها خیال چشم آن وحشی غزال
  14. شمارهٔ ۱۴ نیست هر چند از لباس گل جدایی رنگ را
  15. شمارهٔ ۱۵ چشم خود را داده بود از آب حیوان خضر آب
  16. شمارهٔ ۱۶ چاک در پیرهن یوسف عقل افکندن
  17. شمارهٔ ۱۷ نیست سودی که زیانش نبود در دنبال
  18. شمارهٔ ۱۸ به گرد دامن منزل کجا رسی صائب؟
  19. شمارهٔ ۱۹ شکسته رنگی من با طبیب در جنگ است
  20. شمارهٔ ۲۰ تلاش بیهده ای می کند سر خورشید
  21. شمارهٔ ۲۱ چو داغ لاله مرا در حدیقه هستی
  22. شمارهٔ ۲۲ شیرینی نشاط، جهان را گرفته است
  23. شمارهٔ ۲۳ عکس رخ تو آینه را چون نگار بست
  24. شمارهٔ ۲۴ موجی است که تاج از سر فغفور رباید
  25. شمارهٔ ۲۵ کاکل چه گنه دارد، دستش ز قفا واکن
  26. شمارهٔ ۲۶ به فریب کسی ز راه مرو
  27. شمارهٔ ۲۷ آرزوی بوسه شسته است از دلم پیغام تلخ
  28. شمارهٔ ۲۸ از نظر رفتی به راهت چشم حیران باز ماند
  29. شمارهٔ ۲۹ تخم نیکی را زمین پاک، اکسیر بقاست
  30. شمارهٔ ۳۰ سهل باشد بند کردن ناخنی در بیستون
  31. شمارهٔ ۳۱ به فریاد کس از خواب صبوحی برنمی‌خیزد
  32. شمارهٔ ۳۲ در آن گلشن که آید در سخن لعل گهربارش
  33. شمارهٔ ۳۳ بهای بوسه‌اش سر می‌دهم چون زر نمی‌گیرد
  34. شمارهٔ ۳۴ ز ابرو یک سر و گردن بلند افتاده مژگانش
  35. شمارهٔ ۳۵ مرغ حسن از قفس خط سیه تنگ آمد
  36. شمارهٔ ۳۶ آرزو خار و خسی نیست که آخر گردد
  37. شمارهٔ ۳۷ نفس شمرده زن ای بلبل نوا پرداز
  38. شمارهٔ ۳۸ ز برگ پان لب جانان عقیق پیما شد
  39. شمارهٔ ۳۹ شود سعادت دولت نصیب اهل قلم
  40. شمارهٔ ۴۰ جمعی که زیر چرخ شبی روز کرده اند
  41. شمارهٔ ۴۱ تا شرم داشت منصب آیینه داریت
  42. شمارهٔ ۴۲ دلبر چه زود خط به رخ دلستان کشید
  43. شمارهٔ ۴۳ در پرده نمود از عرق شرم تلافی
  44. شمارهٔ ۴۴ شد سیه روز من از چشم کبود او، که هست
  45. شمارهٔ ۴۵ سیه گر کرد روزم چشم او، خود هم کشید آخر
  46. شمارهٔ ۴۶ صائب ز فکرهای گلوسوز من نماند
  47. شمارهٔ ۴۷ با بد و نیک جهان در دشمنی یک‌رو مکن
  48. شمارهٔ ۴۸ ز شوخی ها به برق نوبهاران نسبتی دارد
  49. شمارهٔ ۴۹ تشنه معنی تازه است مرا ساغر گوش
  50. شمارهٔ ۵۰ مکن به حرف طمع تیره زندگانی خویش
  51. شمارهٔ ۵۱ نکند هیچ یتیم به عسس ساخته ای
  52. شمارهٔ ۵۲ افتادگی گزین که دهد فیض بیشتر
  53. شمارهٔ ۵۳ نفس در سینه باد خزان می سوخت نومیدی
  54. شمارهٔ ۵۴ هر کسی چیزی ز اسباب جهان برداشته است
  55. شمارهٔ ۵۵ گر نباشد در میان روی تو، از یک آه گرم
  56. شمارهٔ ۵۶ درین بستانسرا خود را چنان صائب سبک کردم
  57. شمارهٔ ۵۷ گرچه هر گوشه ای از کنج دهانش گیر است
  58. شمارهٔ ۵۸ فیضی که گوشه گیر ز عزلت نیافته است
  59. شمارهٔ ۵۹ اینجا به خواب غفلت و آنجا به خواب مرگ
  60. شمارهٔ ۶۰ لنگر نکرده ایم چو گوهر درین محیط

متن اشعار به نقل از گنجور.