پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۲۲

آنچه من یافتم از چهره زیبای کسی

به دو عالم ندهم ذوق تماشای کسی

از خدا می طلبم عمر درازی چون زلف

که کنم مو به مو سیر سراپای کسی

تیغ از جوهر خود سلسله جنبان دارد

نیست ابروی ترا چشم به ایمان کسی

آن که در خلوت آیینه ندارد آرام

چه خیال است شود انجمن آرای کسی؟

بخت سبزی ز خدا همچو حنا می خواهم

که بمالم رخ پر خون به کف پای کسی

چشم دارم که مرا از دو جهان طاق کند

طاق مردانه ابروی دلارای کسی

خار در پیرهنم جلوه یوسف دارد

تا شدم بی خبر از ذوق تماشای کسی

خاک دریا شده از موجه آغوش امید

تا کجا جلوه کند قامت رعنای کسی

من که از تلخی دشنام شوم شادی مرگ

چه توقع کنم از لعل شکرخای کسی؟

جای رحم است بر آن قطره شبنم صائب

که نظر آب نداد از رخ زیبای کسی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۲۴چند در فکر سرا و غم منزل باشی؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۲۵سینه باغی است که گلشن شود از خاموشی
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۲۶سوختی در عرق شرم و حیا ای ساقی
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۲۷قطره را بحر نماید سفر یکرنگی
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۲۸می وصل تو به کم حوصله ها ارزانی
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۲۹دل نبندند عزیزان جهان در وطنی
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۳۰چه شود گر به پیامی دل من شاد کنی؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۳۱تا کی اندیشه این عالم پرشور کنی؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.