پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۲۷

قطره را بحر نماید سفر یکرنگی

ذره خورشید شود از اثر یکرنگی

از میان گل و خاشاک دویی برخیزد

چمن افروز شود چون شرر یکرنگی

چون دو آیینه صافند که حیران همند

هر دو عالم ز فروغ گهر یکرنگی

جبهه صاف من و داغ دورنگی هیهات

خبر از رنگ ندارم به سر یکرنگی

پخته از حوصله شاخ برون می آید

رگ خامی نبود در ثمر یکرنگی

بحر هر روز به صد رنگ اگر جلوه کند

حد موج است ببندد کمر یکرنگی

چشم یکرنگی ازین چرخ دغا بازمدار

نیست در نه صدف او گهر یکرنگی

صائب از هم نکند تفرقه لطف و عتاب

گل و خارست یکی در نظر یکرنگی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۲۹دل نبندند عزیزان جهان در وطنی
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۳۰چه شود گر به پیامی دل من شاد کنی؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۳۱تا کی اندیشه این عالم پرشور کنی؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۳۲از سر صدق اگر سینه خود چاک کنی
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۳۳دل چون شیشه خود گر تهی از باده کنی
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۳۴تا تو چون شانه دل چاک مهیا نکنی
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۳۵از خودی چشم بپوشان اگر اهل دینی
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۳۶چند چون چشم هوسناک به هر سو بینی؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.