پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۳۰

چه شود گر به پیامی دل من شاد کنی؟

پیش ازان روز که بسیار مرا یاد کنی

می کند یک سخن تلخ مرا شادی مرگ

گر نخواهی به شکرخنده دلم شاد کنی

رتبه عشق خداداد ز خوبی کم نیست

ناز تا چند به این حسن خداداد کنی؟

زیر دامان گل از داغ غریبی سوزد

بلبلی را که تو از دام خود آزاد کنی

دل آباد مرا زیر و زبر گر سازی

به ازان است که صد بتکده آباد کنی

باطن عشق بود تیغ دودم ای خسرو

مصلحت نیست که خم در خم فرهاد کنی

حسن را شکوه عشاق کند ظالمتر

صائب از دوست مبادا گله بنیاد کنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۳۲از سر صدق اگر سینه خود چاک کنی
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۳۳دل چون شیشه خود گر تهی از باده کنی
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۳۴تا تو چون شانه دل چاک مهیا نکنی
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۳۵از خودی چشم بپوشان اگر اهل دینی
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۳۶چند چون چشم هوسناک به هر سو بینی؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۳۷چه به هر سوی چو کوران به عصا می بینی؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۳۸خاک شو خاک ازان پیش که بر باد روی
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۳۹به خبر چند تسلی ز رخ یار شوی؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.