پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۳۶

چند چون چشم هوسناک به هر سو بینی؟

جمع شو تا هم از آیینه خود رو بینی

دیده بر شست گشا، چند ز کوته نظری

تیر مژگان ز کمانخانه ابرو بینی؟

حسن لیلی نبود پرده نشین ای مجنون

چند بنشینی و بر دیده آهو بینی؟

بالغ آن روز شود جوهر بینایی تو

که تو این دایره را چشم سخنگو بینی

گوی شو در خم چوگان سبکدست قضا

تا چو گردون سر خود در قدم او بینی

جنگ با گردش افلاک ز کوته نظری است

جنبش تیغ همان به که ز بازو بینی

تو که بر سینه الف می کشی از جلوه سرو

آه ازان روز که آن قامت دلجو بینی

صحبت جسم و روان زود ز هم می پاشد

این نه سروی است که دایم به لب جو بینی

کشتی شرم تو آن روز شود طوفانی

که نهان کرده خود را به ترازو بینی

می کنی دست طلب از مژه شوخ دراز

از تهی چشمی، اگر کاسه زانو بینی!

صائب از پرده افلاک قدم بیرون نه

تا چو خورشید دو صد لاله خود رو بینی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۳۸خاک شو خاک ازان پیش که بر باد روی
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۳۹به خبر چند تسلی ز رخ یار شوی؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۴۰غنچه را راه در آن چاک گریبان ندهی
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۴۱بی حجابانه به آغوش کجا می آیی؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۴۲رخ برافروخته دیگر به نظر می‌آیی
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۴۳عیش فرش است در آن محفل روح افزایی
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۴۴باش در ذکر خدا دایم اگر جویایی
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۴۵بهار گشت ز خود عارفانه بیرون آی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.