پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۳۵

از خودی چشم بپوشان اگر اهل دینی

که خدابین نشود دیده هر خودبینی

در سرانجام سفر باش که از سنگ مزار

خیمه بیرون زده خوش قافله سنگینی

سازد از سینه پرجوش جهان را خوشوقت

هر که از خشت کند چون خم می بالینی

زود باشد که ز یک ناله به فریاد آید

آن که چون کوه سپرده است به خود تمکینی

می که در روی سپر چین نگذارد ز نشاط

نیست ممکن ز جبین تو گشاید چینی

گرچه سر در سر گفتار نهادم صائب

نشنیدم ز کسی از ته دل تحسینی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۳۷چه به هر سوی چو کوران به عصا می بینی؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۳۸خاک شو خاک ازان پیش که بر باد روی
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۳۹به خبر چند تسلی ز رخ یار شوی؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۴۰غنچه را راه در آن چاک گریبان ندهی
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۴۱بی حجابانه به آغوش کجا می آیی؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۴۲رخ برافروخته دیگر به نظر می‌آیی
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۴۳عیش فرش است در آن محفل روح افزایی
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۴۴باش در ذکر خدا دایم اگر جویایی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.