پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۳۷

چه به هر سوی چو کوران به عصا می بینی؟

چاه زیر قدم توست چو وا می بینی

یک کف خاک ز تردامنیت خشک نماند

تو همان لغزش خود را ز قضا می بینی

بر زر و جامه بود چشم تو از نور و صفا

پشت از آیینه و از کعبه قبا می بینی

اعتقاد تو به زر بیشتر از اعجازست

فال مصحف پی تذهیب طلا می بینی

چشم ما بر هنر و چشم تو بر عیب بود

ما ز آیینه صفا و تو قفا می بینی

به تو خواهند نظر کرد به فردا در حشر

به همان چشم که امروز به ما می بینی

گوش را کر کن و بشنو که چها می شنوی

دیده بر بند و نظر کن که چها می بینی

می توان رفت به یک چشم پریدن تا مصر

تو ز کوته نظری راه صبا می بینی

خنده چون گل به تهیدستی خاشاک مزن

که ز دمسردی ایام سزا می بینی

صائب آن به که خطا را نگزینی به صواب

چون درین دار مکافات جزا می بینی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۳۹به خبر چند تسلی ز رخ یار شوی؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۴۰غنچه را راه در آن چاک گریبان ندهی
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۴۱بی حجابانه به آغوش کجا می آیی؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۴۲رخ برافروخته دیگر به نظر می‌آیی
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۴۳عیش فرش است در آن محفل روح افزایی
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۴۴باش در ذکر خدا دایم اگر جویایی
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۴۵بهار گشت ز خود عارفانه بیرون آی
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۴۶مباش معجب و خودبین که در بلا افتی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.