پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۲۸

می وصل تو به کم حوصله ها ارزانی

نشائه خون جگر باد به ما ارزانی

ما تهیدستی خود را به دو عالم ندهیم

نقد وصل تو به این مشت گدا ارزانی

دست ما کم شود از چاک گریبان خالی

دست اغیار به آن بند قبا ارزانی

همت ما نکشد منت یاری ز کسی

بوی پیراهن یوسف به صبا ارزانی

گر نمی شد ادبم بند زبان، می گفتم

بوسه بر دست تو دادن به حنا ارزانی

در چمن خانه گرفتن گل فارغبالی است

چار دیوار قفس باد به ما ارزانی

صائب آن گل نکند گوش اگر بر سخنت

گلشن حسن مبادش به صفا ارزانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۳۰چه شود گر به پیامی دل من شاد کنی؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۳۱تا کی اندیشه این عالم پرشور کنی؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۳۲از سر صدق اگر سینه خود چاک کنی
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۳۳دل چون شیشه خود گر تهی از باده کنی
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۳۴تا تو چون شانه دل چاک مهیا نکنی
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۳۵از خودی چشم بپوشان اگر اهل دینی
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۳۶چند چون چشم هوسناک به هر سو بینی؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۳۷چه به هر سوی چو کوران به عصا می بینی؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.