پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۲۴

چند در فکر سرا و غم منزل باشی؟

گذرد قافله عمر و تو غافل باشی

در سرانجام سفر باش و سبک کن خود را

تو نه آن دانه شوخی که درین گل باشی

کعبه در گام نخستین کند استقبالت

از سر صدق اگر همسفر دل باشی

چشم بگشای که خاک تو همان خواهد بود

همچو دیوار به هر سوی که مایل باشی

عزم بر هم زدن هر دو جهان گر داری

هیچ تدبیر چنان نیست که یکدل باشی

گر در آرایش ظاهر دگران می کوشند

تو در آن کوش که فرخنده شمایل باشی

دل دریا صدف گوهر شهوار بود

تو تهی مغز طلبکار به ساحل باشی

گرچه خون تو به شمشیر تغافل ریزد

شرط عشق است که شرمنده قاتل باشی

کشتی تن بشکن، چند درین قلزم خون

تخته مشق صد اندیشه باطل باشی؟

در خزان مانع سوداست اگر بی برگی

در بهاران چه ضرورست که عاقل باشی؟

حاصل هر دو جهان صرف اگر باید کرد

سعی کن سعی که شایسته یک دل باشی

غم بی حاصلی خویش نخوردی یک بار

چند در فکر زمین و غم حاصل باشی؟

دوری راه تو صائب ز گرانباری هاست

بار از خویش بینداز که منزل باشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۲۶سوختی در عرق شرم و حیا ای ساقی
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۲۷قطره را بحر نماید سفر یکرنگی
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۲۸می وصل تو به کم حوصله ها ارزانی
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۲۹دل نبندند عزیزان جهان در وطنی
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۳۰چه شود گر به پیامی دل من شاد کنی؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۳۱تا کی اندیشه این عالم پرشور کنی؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۳۲از سر صدق اگر سینه خود چاک کنی
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۳۳دل چون شیشه خود گر تهی از باده کنی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.