پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۲۵

سینه باغی است که گلشن شود از خاموشی

دل چراغی است که روشن شود از خاموشی

بیشتر فتنه عالم ز سخن می زاید

مادر فتنه سترون شود از خاموشی

مهر زن بر لب گفتار که در بزم جهان

شمع آسوده ز کشتن شود از خاموشی

دل که در رهگذر باد حوادث شمعی است

چون چراغ ته دامن شود از خاموشی

بلبل از زمزمه خویش به بند افتاده است

از قفس مرغ به گلشن شود از خاموشی

هیچ طفلی نشنیدیم درین عبرتگاه

که لبش زخمی سوزن شود از خاموشی

دل ز روشنگر حیرت ید بیضا گردد

سینه ها وادی ایمن شود از خاموشی

گر توانی سپر از مهر خموشی انداخت

مو بر اندام تو جوشن شود از خاموشی

دل آزاد تو آن روز شود بی زنگار

که زبان سبز چو سوسن شود از خاموشی

خاک اگر در دهن رخنه گفتار زند

آدمی قلعه آهن شود از خاموشی

نیست جز مهر خموشی به جهان جام جمی

راز عالم به تو روشن شود از خاموشی

گر زبان را ز سخن پاک توانی کردن

خوشه ات صاحب خرمن شود از خاموشی

رشته عمر که بر سستی خود می لرزد

ایمن از بیم گسستن شود از خاموشی

کثرت و تفرقه در عالم گفتار بود

که جهانی همه یک تن شود از خاموشی

از ره حرف بود رنجش مردم صائب

کس ندیدیم که دشمن شود از خاموشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۲۷قطره را بحر نماید سفر یکرنگی
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۲۸می وصل تو به کم حوصله ها ارزانی
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۲۹دل نبندند عزیزان جهان در وطنی
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۳۰چه شود گر به پیامی دل من شاد کنی؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۳۱تا کی اندیشه این عالم پرشور کنی؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۳۲از سر صدق اگر سینه خود چاک کنی
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۳۳دل چون شیشه خود گر تهی از باده کنی
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۳۴تا تو چون شانه دل چاک مهیا نکنی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.