پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۲۰

غوطه در خاک زند دل ز گریبان کسی

ناله در خون تپد از شوخی مژگان کسی

تا پریشان نشود خاطر چون برگ گلت

نروی سرزده در خواب پریشان کسی

نازم آن ضعف زبون کرده بی طاقت را

که به امداد صبا رفت به قربان کسی

خون ما در تن ازان مرده که در روز جزا

ندهد زحمت اندشه دامان کسی

می کشد هر نفس از شوق ز خویشم بیرون

نگه مست جفاپیشه آیان کسی

میوه باغ شکیب دل ما را دریاب

سیب صبرست که دورست ز دندان کسی

می برد باد صبا شب همه شب شهر به شهر

بوی پیراهن یوسف ز گریبان کسی

شور از کشور دلهای پریشان برخاست

نمکی تازه نکردم ز نمکدان کسی

قرص خورشید و مه ارزانی گردون باشد

نخورد همت ما نان جو از خوان کسی

عدم اولاست درین واقعه بیماری را

که به جان می کشدش منت درمان کسی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۲۲آنچه من یافتم از چهره زیبای کسی
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۲۳نه چنان دانه دل سوخت ز سودای کسی
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۲۴چند در فکر سرا و غم منزل باشی؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۲۵سینه باغی است که گلشن شود از خاموشی
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۲۶سوختی در عرق شرم و حیا ای ساقی
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۲۷قطره را بحر نماید سفر یکرنگی
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۲۸می وصل تو به کم حوصله ها ارزانی
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۲۹دل نبندند عزیزان جهان در وطنی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.