پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۱۹

در سر مرده دلان شور ندیده است کسی

نفس گرم ز کافور ندیده است کسی

سبزه شوره زمین نیست به جز موج سراب

حاصل از عالم پرشور ندیده است کسی

خاک زیر قدم نرم روان آسوده است

گرد از قافله مور ندیده است کسی

از عرق چهره گلرنگ تو بیهوشم ساخت

می ممزوج به این زور ندیده است کسی

هر که چون آب خورد باده، نگردد سرخوش

مستی از نرگس مخمور ندیده است کسی

کیست گیرد خبر از قافله گرمروان؟

که به جز آتشی از دور ندیده است کسی

شادی از پیر کهنسال نمی باید جست

خنده هرگز ز لب گور ندیده است کسی

نقشبندان خیالند نظربازانش

ورنه آن چهره مستور ندیده است کسی

شد ز خط چهره گلرنگ تو افروخته تر

ماه در ابر به این نور ندیده است کسی

سرو بالای ترا جوش بهارست مدام

برگریز از شجر طور ندیده است کسی

نیست این غمکده بی سیل حوادث صائب

زیر گردون دل معمور ندیده است کسی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۲۱خارخاری به دل افتاده ز مژگان کسی
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۲۲آنچه من یافتم از چهره زیبای کسی
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۲۳نه چنان دانه دل سوخت ز سودای کسی
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۲۴چند در فکر سرا و غم منزل باشی؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۲۵سینه باغی است که گلشن شود از خاموشی
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۲۶سوختی در عرق شرم و حیا ای ساقی
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۲۷قطره را بحر نماید سفر یکرنگی
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۲۸می وصل تو به کم حوصله ها ارزانی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.