پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۰۵

می گزد راحتم ای خار مغیلان مددی

پایم از دست شد ای خضر بیابان مددی

تا به کی خواب گران پنبه نهد در گوشم؟

ای نوای جرس سلسله جنبان مددی

دانه ام خال رخ خاک شد از سوختگی

چه گره گشته ای ای ابر بهاران مددی

چند حنظل ز پر خویش خورد طوطی من؟

ای به شیرین سخنی چون شکرستان مددی

گل خمیازه به صد رنگ برآمد ز خمار

چه فرو رفته ای ای ساقی دوران مددی

دیگر از بهر چه روزست هواداری تو

دل من تنگ شد ای چاک گریبان مددی

چشم داغم به ته پنبه ز غم گشت سفید

نه ز الماس شد و نه ز نمکدان مددی

زردرویی نتوان در صف محشر بردن

خون من بر سر جوش است شهیدان مددی

زخم ناسور مرا مرهم مشک است علاج

به سر خود، بکن ای زلف پریشان مددی!

چند پایم به ته سنگ نهد خواب گران؟

سوختم سوختم ای خار مغیلان مددی

چند بی سرمه مشکین سوادت باشم؟

می پرد چشم من ای خاک صفاهان مددی

خارخار وطنم نعل در آتش دارد

چشم دارم که کند شام غریبان مددی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۰۷نیست چون صبح ترا جز نفس معدودی
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۰۸عیب صاحب هنران چند به بازار آری؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۰۹اگر از موج خطر چشم به ساحل داری
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۱۰پرده بردار ز رخسار که دیدن داری
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۱۱رخصت بوسه اگر از لب جامی داری
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۱۲هر کس از اهل نظر را به بیانی داری
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۱۳کوش تا دل به تماشای جهان نگذاری
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۱۴بیخبر شو ز جهان گر خبری می گیری
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.