پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۰۷

نیست چون صبح ترا جز نفس معدودی

چه کنی چون دل شب تیره اش از هر دودی؟

نیست سرمایه عمر تو به جز یک دو سه دم

چه کنی صرف به دودی که ندارد سودی؟

دود اگر زلف ایازست ببر پیوندش

حیف باشد که به زنجیر بود محمودی

چون سیاووش گذشتند ز آتش مردان

ما به همت نتوانیم گذشت از دودی

عیش خود تلخ مکن صائب ازین دود کثیف

گر به آتش نگذاری به تکلف عودی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۰۹اگر از موج خطر چشم به ساحل داری
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۱۰پرده بردار ز رخسار که دیدن داری
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۱۱رخصت بوسه اگر از لب جامی داری
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۱۲هر کس از اهل نظر را به بیانی داری
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۱۳کوش تا دل به تماشای جهان نگذاری
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۱۴بیخبر شو ز جهان گر خبری می گیری
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۱۵تا کی از خواب گران پرده دولت سازی؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۱۶چه بر این آتش هستی چو دخان می لرزی؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.