پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۱۱

رخصت بوسه اگر از لب جامی داری

تلخ منشین که عجب عیش مدامی داری

سرفرازان جهان جمله سجود تو کنند

در حریم دل اگر راه سلامی داری

اگر از داغ جنون یافته ای مهر قبول

چشم بد دور که خوش ماه تمامی داری

گوشه ای گر به کف آورده ای از ملک رضا

باش آسوده که شایسته مقامی داری

ای عقیق از من لب تشنه فراموش مکن

که درین دایره امروز تو نامی داری

سرو از دایره حکم تو بیرون نرود

تا تو چون فاختگان حلقه دامی داری

بسته ای در گره از ساده دلی دوزخ را

در سر خود اگر اندیشه خامی داری

چون گره شد به گلو لقمه غم باده طلب

به حلالی خور اگر آب حرامی داری

ای صبا چشم من از آمدنت روشن شد

مگر از یوسف گم کرده پیامی داری؟

برخوری زان لب میگون که چو صهبای صبوح

در رگ و ریشه جان طرفه خرامی داری

صائب این آن غزل حافظ مشکین نفس است

بشنو ای خواجه اگر زان که مشامی داری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۱۳کوش تا دل به تماشای جهان نگذاری
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۱۴بیخبر شو ز جهان گر خبری می گیری
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۱۵تا کی از خواب گران پرده دولت سازی؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۱۶چه بر این آتش هستی چو دخان می لرزی؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۱۷نیست پروای بهارم، من و کنج قفسی
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۱۸بوسه از کنج لب یار نخورده است کسی
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۱۹در سر مرده دلان شور ندیده است کسی
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۲۰غوطه در خاک زند دل ز گریبان کسی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.