پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۱۳

کوش تا دل به تماشای جهان نگذاری

داغ افسوس بر آیینه جان نگذاری

چاه این بادیه از نقش قدم بیشترست

پای مستانه به صحرای جهان نگذاری

نفس تند، عنان دادن عمرست از دست

با خبر باش که از دست عنان نگذاری

چشم بستن ز تماشای دو عالم سهل است

سعی کن سعی که دل را نگران نگذاری

دشمن خانگی از خصم برونی بترست

اختیار سر خود را به زبان نگذاری

نخل امید تو آن روز شود صاحب برگ

که سبکباری خود را به خزان نگذاری

زاد راه سفر دور توکل این است

که در انبان خود اندیشه نان نگذاری

به دو صد چشم، نشان راه ترا می پاید

تیر تا راست نباشد به کمان نگذاری

عزلتی کز تو بود نام چو عنقا سهل است

جهد کن جهد که از نام نشان نگذاری

تا در خانه بی منت دوزخ بازست

دست رغبت به در باغ جنان نگذاری

عمر چون قافله ریگ روان درگذرست

تا بنا بر سر این ریگ روان نگذاری

قطره را بحر کرم گوهر شهوار کند

نم خون در مژه اشک فشان نگذاری

حسن کردار ز هر عضو زبانی دارد

تا توان کرد نصیحت به زبان نگذاری

نرم کن نرم رگ گردن خود را زنهار

تا سر خویش به بالین سنان نگذاری

ما به امید عطای تو چنین بیکاریم

کار ما را به امید دگران نگذاری

نیستی مرد گرانباری غفلت صائب

سر خود در سر این بار گران نگذاری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۱۵تا کی از خواب گران پرده دولت سازی؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۱۶چه بر این آتش هستی چو دخان می لرزی؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۱۷نیست پروای بهارم، من و کنج قفسی
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۱۸بوسه از کنج لب یار نخورده است کسی
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۱۹در سر مرده دلان شور ندیده است کسی
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۲۰غوطه در خاک زند دل ز گریبان کسی
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۲۱خارخاری به دل افتاده ز مژگان کسی
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۲۲آنچه من یافتم از چهره زیبای کسی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.