پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۱۴

بیخبر شو ز جهان گر خبری می گیری

چون گل از پوست برآ گر ثمری می گیری

می شود خواب گران شهپر پرواز ترا

اگر از صدق طلب راهبری می گیری

چون به سر منزل مقصود رسی، کز غفلت

خبر خانه خود از دگری می گیری

از حیاتم نفس پا به رکابی مانده است

از من ای آینه رو گر خبری می گیری

در دل خویش گره ساز نفس را صائب

اگر از سینه دریا گهری می گیری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۱۶چه بر این آتش هستی چو دخان می لرزی؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۱۷نیست پروای بهارم، من و کنج قفسی
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۱۸بوسه از کنج لب یار نخورده است کسی
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۱۹در سر مرده دلان شور ندیده است کسی
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۲۰غوطه در خاک زند دل ز گریبان کسی
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۲۱خارخاری به دل افتاده ز مژگان کسی
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۲۲آنچه من یافتم از چهره زیبای کسی
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۲۳نه چنان دانه دل سوخت ز سودای کسی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.