پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۱۰

پرده بردار ز رخسار که دیدن داری

سربرآور ز گریبان که دمیدن داری

منت خشک چرا می کشی از آب حیات؟

تو که قدرت به لب خویش مکیدن داری

چشم بد دور ز مژگان شکار اندازت

که بر آهوی حرم حق تپیدن داری

می چکد گرچه طراوت ز تو چون سرو بهشت

قامتی تشنه آغوش کشیدن داری

فکر تسخیر تو چون در دل عاشق گذرد؟

که در آیینه ز خود فکر رمیدن داری

می کنم رحم به دلسوختگان ای لب یار

گر بدانی که چه مقدار مکیدن داری

صائب این پنبه آسودگی از گوش برآر

اگر از ما هوس ناله شنیدن داری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۱۲هر کس از اهل نظر را به بیانی داری
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۱۳کوش تا دل به تماشای جهان نگذاری
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۱۴بیخبر شو ز جهان گر خبری می گیری
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۱۵تا کی از خواب گران پرده دولت سازی؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۱۶چه بر این آتش هستی چو دخان می لرزی؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۱۷نیست پروای بهارم، من و کنج قفسی
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۱۸بوسه از کنج لب یار نخورده است کسی
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۱۹در سر مرده دلان شور ندیده است کسی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.