پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۰۶

چه ثمر می‌دهد آن دل که نه آبش کردی؟

به کجا می‌رسد آن پا که به خوابش کردی؟

نگهی را که کمندِ گهرِ عبرت بود

تو ز کوته‌نظری خرجِ کتابش کردی

خارِ پیراهنِ آرام بود عارف را

مژه‌ای را که تو شیرازهٔ خوابش کردی

دیده‌ای را که ازو خوشهٔ گوهر می‌ریخت

آنقدر گریه نکردی که سرابش کردی

دل که قندیلِ حرم بود ز روشن‌گوهری

در خرابات مغان جامِ شرابش کردی

سرِ آزاده که از مغزِ خرد بود سمین

تو ز غفلت ز هوا پُر چو حبابش کردی

دلِ بیدار که شمعِ سرِ بالینِ تو بود

تو ز افسانه چو اطفال به خوابش کردی

میِ تلخی که گوارایی ازو می‌زد موج

تو ز ابروی تُرُش پا به رکابش کردی

نفسْ را کردی از اندیشهٔ فردا فارغ

خود‌حسابانه‌گر امروز حسابش کردی

هر که چون کوزهٔ لب‌بسته لب از خواهش بست

در خراباتِ مغان پُر میِ نابش کردی

دلِ هر کس که به شوقِ تو برید از دو جهان

بستر از آتشِ سوزان چو کبابش کردی

بود آیینهٔ صد شاهدِ غیبی صائب

دیده‌ای را که سراپردهٔ خوابش کردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۰۸عیب صاحب هنران چند به بازار آری؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۰۹اگر از موج خطر چشم به ساحل داری
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۱۰پرده بردار ز رخسار که دیدن داری
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۱۱رخصت بوسه اگر از لب جامی داری
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۱۲هر کس از اهل نظر را به بیانی داری
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۱۳کوش تا دل به تماشای جهان نگذاری
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۱۴بیخبر شو ز جهان گر خبری می گیری
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۱۵تا کی از خواب گران پرده دولت سازی؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.