پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۰۴

نی خود را بشکن گر شکری می طلبی

برگ از خود بفشان گر ثمری می طلبی

خبری نیست که در بیخبری نتوان یافت

بیخبر شو ز جهان گر خبری می طلبی

از خودی تا اثری هست، دعا بی اثرست

بی اثر شو، ز دعا گر اثری می طلبی

پا به دامن کش و از هر دو جهان چشم بپوش

گر ازین خانه تاریک دری می طلبی

صبر چون غنچه به خاموشی و دلتنگی کن

گر گشایش ز نسیم سحری می طلبی

دهن خود چو صدف پاک درین دریا کن

اگر از ابر بهاران گهری می طلبی

خضر توفیق پی گمشدگان می گردد

خویش را گم کن اگر راهبری می طلبی

داد از پرتو خود بال به شبنم خورشید

پا به دامن کش اگر بال و پری می طلبی

صدف آبله باشد کف افسوس ترا

تا تو گم کرده خود از دگری می طلبی

چون شرر دیده روشن ز جهان کن تحصیل

اگر از سوخته جانان اثری می طلبی

خضر چون سبزه زند موج درین دامن دشت

پای در ره نه اگر همسفری می طلبی

آب خود صاف کن از پرده گلها صائب

گر ز خورشید چو شبنم نظری می طلبی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۰۶چه ثمر می‌دهد آن دل که نه آبش کردی؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۰۷نیست چون صبح ترا جز نفس معدودی
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۰۸عیب صاحب هنران چند به بازار آری؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۰۹اگر از موج خطر چشم به ساحل داری
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۱۰پرده بردار ز رخسار که دیدن داری
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۱۱رخصت بوسه اگر از لب جامی داری
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۱۲هر کس از اهل نظر را به بیانی داری
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۱۳کوش تا دل به تماشای جهان نگذاری
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.