پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۲۲

می کند در پرده دل سیر دایم آه من

تا کسی واقف نگردد از غم جانکاه من

نیست چون گوهر مرا امروز داغ بی کسی

بود از گرد یتیمی خاک بازیگاه من

بسته ام یک روز با سیلاب احرام محیط

کی شود زخم زبان خلق خار راه من؟

با لب خاموش از زخم زبان ها فارغم

نیست دستی خار را بر دامن کوتاه من

دوست از بیداری من در کنار مادرست

زیر شمشیرست دشمن از دل آگاه من

بی نیاز از چوب منع و فارغم از دور باش

نیست از جوش معانی ره به خلوتگاه من

فکر دنیا ره ندارد در دل روشن مرا

این کلف را شسته است از چهره خود ماه من

صائب از اندیشه زنجیر مویان فارغم

نیست جز زلف پریشان سخن دلخواه من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۲۴بس که دارد ناتوانی ریشه در اعضای من
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۲۵بس که شبها چین غم می چیند از ابروی من
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۲۶می زند از گریه موج خوشدلی ابروی من
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۲۷آن که ننشیند کنون از ناز در پهلوی من
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۲۸بر رخ کس نیست رنگ وحدتی در انجمن
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۲۹کی به سنگ از مغز مجنون می رود سودا برون؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۳۰عاصیان را گریه از شرم گناه آرد برون
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۳۱ناله را درد از دل افگار می آرد برون
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.