پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۳۰

عاصیان را گریه از شرم گناه آرد برون

روی نورانی ز زیر ابر ماه آرد برون

برنمی آید ز تن بی همت مردانه دل

رستمی باید که بیژن را ز چاه آرد برون

عزم صادق را مده از کف که با خوابیدگی

سر ز جیب منزل مقصود راه آرد برون

در کمان سخت نتواند اقامت کرد تیر

دردمندی از جگر بی خواست آه آرد برون

از دل صافم خجل گردید خصم بد گمان

این زر خالص محک را روسیاه آرد برون

جای حیرت نیست، خون بسیار گردیده است مشک

آن لب میگون اگر خط سیاه آرد برون

ریشه جوهر برون ز آیینه آسان می کشد

هر سبکدستی که از دل حب جاه آرد برون

می رسد صائب به وصل آفتاب بی زوال

هر که آهی از جگر چون صبحگاه آرد برون

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۳۲ناله نی از جگرها آه می آرد برون
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۳۳خط سر از خال لب جانانه می آرد برون
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۳۴جان به صد داغ از تن خاکی سرشت آمد برون
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۳۵دل چو گردد صاف آن مه بی حجاب آید برون
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۳۶حرف پوچی کز دهان اهل لاف آید برون
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۳۷شمع را شب تیغ روشن از نیام آید برون
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۳۸نیست ممکن پخته کس زین خاکدان آید برون
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۳۹چون ز طرف باغ آن سرو روان آید برون
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.