پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۳۸

نیست ممکن پخته کس زین خاکدان آید برون

از تنور سرد هیهات است نان آید برون

جسم سوزان مرا خاک از دهن بیرون فکند

چون هما از عهده این استخوان آید برون؟

هر کجا بی پرده گردد روی آتشناک او

خود به خود آیینه از آیینه دان آید برون

ای که می خندی چو گل بر سینه صد چاک من

باش تا آن شاخ گل دامن کشان آید برون

تازه خواهد شد ز خجلت زخم دیرین ساله اش

گر به دعوی ماه با آن دلستان آید برون

شاخ گل بی تاب چون دست زلیخا می شود

یوسف ما چون ز طرف بوستان آید برون

تا دل از زلفش برآمد روی آسایش ندید

وای بر مرغی که شب از آشیان آید برون

راست سازد در کمان آهو نفس را همچو تیر

چون به عزم صید، آن ابرو کمان آید برون

لاف عشق بوالهوس ظاهر شد از آه دروغ

تیر کج رسوا شود چون از کمان آید برون

بی تأمل هر که دست از آستین بیرون کند

زردرو از باغ صائب چون خزان آید برون

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۴۰ساقی از میخانه عالمتاب می آید برون
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۴۱گوهر راز از دل بی تاب می آید برون
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۴۲غم ز محنت خانه من شاد می آید برون
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۴۳دشمن از غمخانه من شاد می آید برون
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۴۴آه کی از جان دردآلود می آید برون
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۴۵غم کجا از سینه بی غمخوار می آید برون؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۴۶آه حسرت از دل پیران جهد بی اختیار
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۴۷پای ما تا از گل تعمیر می آید برون
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.