پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۴۴

آه کی از جان دردآلود می آید برون

کز خس و خاشاک هستی دود می آید برون

سوخت خونم در رگ و پی بس که از سودا چو شمع

گر زنی نشتر به دستم، دود می آید برون

چون خلیل آن را که حفظ حق هواداری کند

تازه و تر ز آتش نمرود می آید برون

نیست بی آه ندامت سینه تردامنان

بیشتر از هیزم تر دود می آید برون

شمع رخسار تو از بس پرده سوز افتاده است

پرتوش از روزن مسدود می آید برون

نیست تنها مشرق آه ندامت لب مرا

کز سراپایم چو مجمر دود می آید برون

پرده خواب است از رفتار مانع پای را

چون نگه زان چشم خواب آلود می آید برون؟

دامن دشت جنون را گردبادی می شود

آهم از دل بس که گردآلود می آید برون

سرمه کن شبهای هجران را کز این ابر سیاه

عاقبت آن اختر مسعود می آید برون

از هزاران بنده مقبل، یکی همچون ایاز

نیک بخت و عاقبت محمود می آید برون

مشرق آن ماه تابان است دلهای دو نیم

زین صدف آن گوهر مقصود می آید برون

صائب از ریزش پریشانی نمی بیند کریم

زر چو گل از دست اهل جود می آید برون

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۴۶آه حسرت از دل پیران جهد بی اختیار
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۴۷پای ما تا از گل تعمیر می آید برون
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۴۸دل کجا از چنگ آن طناز می آید برون؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۴۹راز عاشق از لب خاموش می آید برون
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۵۰تا به عزم صید آن بی‌باک می‌آید برون
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۵۱گر بنالم خون ز چشم سنگ می‌آید برون
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۵۲چون خط از لعل لب آن ماه می آید برون
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۵۳از تن خاکی دل صد پاره می آید برون
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.