پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۴۵

غم کجا از سینه بی غمخوار می آید برون؟

کی به پای خویش از پاخار می آید برون؟

عندلیبی را که سر در زیر بال خود کشید

برگ عیش از غنچه منقار می آید برون

قانع از دریای پر گوهر به کف گردیده است

هر که از میخانه با دستار می آید برون

بر ندارد چهره زرد از رکاب کهربا

برگ کاهی کز ته دیوار می آید برون

می کند آهستگی کوته زبان خصم را

با نمد دندان ز کام مار می آید برون

می کشد از دلخراشان حیف خود را انتقام

کوهکن کی سالم از کهسار می آید برون؟

خوشه را از هم جدا چون دانه سازد راه تنگ

یک سخن زان لب به چندین بار می آید برون!

خون گل از خار دارد تیغ ها زیر سپر

دست گلچین زخمی از گلزار می آید برون

صحبت تردامنان در حسن نگذارد صفا

با چه رو آیینه از زنگار می آید برون؟

در گل چسبنده تن، پای خواب آلودگان

می رود آسان ولی دشوار می آید برون

خط ز هم می پاشد آخر زلف عنبربار را

از نیام این تیغ جوهردار می آید برون

مرغ زیرک کم فتد در حلقه دامی دو بار

برنگردد نغمه ای کز تار می آید برون

آه ما صائب نماند تا قیامت در جگر

از نیام این تیغ بی زنهار می آید برون

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۴۷پای ما تا از گل تعمیر می آید برون
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۴۸دل کجا از چنگ آن طناز می آید برون؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۴۹راز عاشق از لب خاموش می آید برون
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۵۰تا به عزم صید آن بی‌باک می‌آید برون
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۵۱گر بنالم خون ز چشم سنگ می‌آید برون
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۵۲چون خط از لعل لب آن ماه می آید برون
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۵۳از تن خاکی دل صد پاره می آید برون
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۵۴کی سخن خام از لب فرزانه می آید برون؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.