پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۴۹

راز عاشق از لب خاموش می آید برون

دود زود از آتش خس پوش می آید برون

از رگ ابری پر از گوهر شود چندین صدف

یک زبان از عهده صد گوش می آید برون

زان به روی دست جا بخشند مستان جام را

کز حریم میکشان خاموش می آید برون

حسن او از خلوت آیینه با آن محرمی

از کمال شرم شبنم پوش می آید برون

قامتش قلاب گشت و از سرش غفلت نرفت

خواجه را این پنبه کی از گوش می آید برون؟

دیده های پاک، تر دست است در ایجاد حسن

هاله را اینجا مه از آغوش می آید برون

در کهنسالی جوانتر گشت صائب فکر من

زین ته خم باده سرجوش می آید برون

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۵۱گر بنالم خون ز چشم سنگ می‌آید برون
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۵۲چون خط از لعل لب آن ماه می آید برون
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۵۳از تن خاکی دل صد پاره می آید برون
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۵۴کی سخن خام از لب فرزانه می آید برون؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۵۵ناله ما سینه چاک از سینه می آید برون
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۵۶عقل پوچ از عهده سودا نمی آید برون
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۵۷خط به تمکین آید از لعل دلبر برون
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۵۸دیده بی نور ما را کرد بینا پیرهن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.