پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۵۷

خط به تمکین آید از لعل دلبر برون

سبزه با لنگر ز زیر سنگ آرد سر برون

سرمه بخت سیه روشندلان را کیمیاست

اخگر آید شسته رو از زیر خاکستر برون

راه جان بخشی بر آن لب شرم نتوانست بست

هر چه در گوهر بود می آید از گوهر برون

دولت آتش پا و آب زندگی سنگین رکاب

از سیاهی تشنه لب زان آمد اسکندر برون

نی به ناخن گر کنند، از خجلت لبهای او

پای نگذارد ز بند نیشکر شکر برون

مهر خاموشی شود از گرمی هنگامه آب

لال می گردد سپندی کآید از مجمر برون

در دل تاریک حرف تلخ را تأثیر نیست

کی رود خامی به جوش بحر از عنبر برون؟

پای گستاخی منه بیرون ز حد خود که مور

رشته عمرش شود کوته چو آرد پر برون

چشم بستن باشد از دنیا نظر واکردنش

چون حباب از بحر هستی هر که آرد سر برون

زشت رویی پرده چشم تماشایی بس است

زشت رویان از چه می آیند با چادر برون؟

چون چراغ روز در چشمش جهان گردد سیاه

صبح اگر از یک گریبان با تو آرد سر برون

تا به خاک افتاد صائب سایه بالای او

می زند ناخن به دل خاری که آرد سر برون

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۵۹تا برآورد آن بهشتی روی از بر پیرهن
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۶۰دیده خونبار می خواهد نسیم پیرهن
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۶۱مجلس رقص است، بر تمکین بیفشان آستین
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۶۲خال یا تخم امید عاشق شیداست این؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۶۳سرو گلزار ارم یا قامت دلجوست این؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۶۴آن کف نظارگی، این از دو عالم می برد
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۶۵جلوه مستانه آن سرو قامت را ببین
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۶۶گوی سیمین ذقن، زلف چو چوگان را ببین
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.