پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۶۵

جلوه مستانه آن سرو قامت را ببین

چشم بگشا موجه دریای رحمت را ببین

سر به جای ذره می رقصد درین نخجیرگاه

تیغ بازی های آن خورشید طلعت را ببین

موجه دریا نگنجد در دل تنگ حباب

بگذر از سر جوهر تیغ شهادت را ببین

سیر سیل نوبهاران بر فراز پل خوش است

در جهان آب و گل شور حقیقت را ببین

ریسمان را پنبه کردن صرفه حلاج نیست

در لباس کثرت ای منصور وحدت را ببین

نیست چون از غیب روزی دیده حق بین ترا

چهره آیینه داران حقیقت را ببین

می چکد خون حلال من ز طرف دامنش

لاله بی داغ صحرای شهادت را ببین

می درخشد دولت از بال هما چون آفتاب

در جبین جغد انوار سعادت را ببین

تار و پود مخمل از خواب پریشان بسته اند

دست بالین کن شکر خواب فراغت را ببین

غافل از اسباب شکرای خواجه خودبین مشو

بر سر هر رهگذر ارباب حاجت را ببین

می توان در پرده حسن یار را بی پرده دید

صائب از ارباب معنی باش و صورت را ببین

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۶۷گلگل از می روی آتشناک جانان را ببین
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۶۸نرگس نیلوفری، مژگان زرین را ببین
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۶۹خال را در زیر زلف آن پری پیکر ببین
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۷۰روی جانان را نهان در خط چون ریحان ببین
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۷۱چشم خواب آلود او را در خم ابرو ببین
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۷۲تا به خون رنگین نسازی چون گل احمر جبین
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۷۳ای لب لعل ترا خون یمن در آستین
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۷۴پیش هر ناشسته رویی وا مکن لب بیش ازین
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.