پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۶۷

گلگل از می روی آتشناک جانان را ببین

گلفشانی را تماشا کن، چراغان را ببین

ای که می گویی چرا بی دین و دل گردیده ای

چشم های کافر آن نامسلمان را ببین

میوه فردوس را تاب نگاه گرم نیست

از نظر پوشیده آن سیب زنخدان را ببین

سرسری چون آب ازین بستانسرا نتوان گذشت

پای در دامن کش آن سرو خرامان را ببین

بی ثبات پا، گل از نظاره چیدن مشکل است

خار دیوار گلستان شو، گلستان را ببین

پیش دست و تیغ او سر بر خط تسلیم نه

آنگه از زخم نمایان مد احسان را ببین

ای که می گویی به گل خورشید را نتوان نهفت

روی گردآلود آن خورشید تابان را ببین

عشق چون پاک از غرض گردد کمند الفت است

گرد مجنون جمع این وحشی غزالان را ببین

خاکساری می دهد گردنکشان را خاکمال

گوی شو، سر پیش پا افکنده چوگان را ببین

موشکافی بی حضور قلب صائب مشکل است

جمع کن خود را و آن زلف پریشان را ببین

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۶۹خال را در زیر زلف آن پری پیکر ببین
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۷۰روی جانان را نهان در خط چون ریحان ببین
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۷۱چشم خواب آلود او را در خم ابرو ببین
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۷۲تا به خون رنگین نسازی چون گل احمر جبین
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۷۳ای لب لعل ترا خون یمن در آستین
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۷۴پیش هر ناشسته رویی وا مکن لب بیش ازین
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۷۵عشق ما را ظرف دنیا برنتابد بیش ازین
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۷۶سایه تا افتاد ازان شمشاد بالا بر زمین
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.