پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۷۰

روی جانان را نهان در خط چون ریحان ببین

چهره یوسف کبود از سیلی اخوان ببین

از خط نورسته بر گرد لب جان بخش او

ریشه جان در کنار چشمه حیوان ببین

گر ندیدی تنگ شکر زیر بال طوطیان

در پناه خط سبز آن غنچه خندان ببین

روی عالمسوزش از خط دست و پا گم کرده است

این چراغ مضطرب را در ته دامان ببین

از خط شبرنگ، صد پروانه پر سوخته

گرد روی آتشین آن بلای جان ببین

شد مکرر در کنار هاله دیدن ماه را

خط مشکین را به گرد آن رخ تابان ببین

گر ندیدی خال را در کنج آن لب وقت خط

یوسف بی جرم را در گوشه زندان ببین

از پریزادان مگو بسیار چون نادیدگان

زلف و خط و کاکل و گیسوی مشک افشان ببین

گر نمی دانی چرا بی دین و دل گردیده ایم

زلف کافر کیش آن غارتگر ایمان ببین

فکر پوچ است از خم چوگان قدرت سرکشی

نه فلک را همچو گو سرگشته در میدان ببین

گوی خورشید از خم چوگان او سالم نجست

دست و بازوی بلند آن سبک جولان ببین

دیده ای آیینه را بسیار، بهر امتحان

یک نظر خود را به چشم صائب حیران ببین

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۷۲تا به خون رنگین نسازی چون گل احمر جبین
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۷۳ای لب لعل ترا خون یمن در آستین
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۷۴پیش هر ناشسته رویی وا مکن لب بیش ازین
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۷۵عشق ما را ظرف دنیا برنتابد بیش ازین
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۷۶سایه تا افتاد ازان شمشاد بالا بر زمین
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۷۷هر که اینجا از سرافرازان نهد سر بر زمین
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۷۸در گلستانی که ریزد خون بلبل بر زمین
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۷۹سایه تا افتاد ازان مشکین سلاسل بر زمین
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.