پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۴۷

پای ما تا از گل تعمیر می آید برون

جوی خون از پنجه تدبیر می آید برون

نیست مهر مادری در طینت گردون، چرا

صبح را بی خود ز پستان شیر می آید برون؟

تا کند دیوانه ای را در محبت پایدار

خون ز چشم حلقه زنجیر می آید برون

می جهد از سینه پر ناوک من آه گرم

زین نیستان عاقبت این شیر می آید برون

ابر رحمت سایه اندازد اگر بر خاک ما

تا قیامت سبزه شمشیر می آید برون

هر کجا تدبیر می چیند بساط مصلحت

از کمین بازیچه تقدیر می آید برون

آنچه من از شکوه در دل بر سر هم چیده ام

کی زبان از عهده تقریر می آید برون؟

می کند آواره یک کج بحث چندین راست را

یک کمان از عهده صد تیر می آید برون

خامه جان بخش صائب چون شود صورت نگار

آب خضر از چشمه تصویر می آید برون

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۴۹راز عاشق از لب خاموش می آید برون
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۵۰تا به عزم صید آن بی‌باک می‌آید برون
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۵۱گر بنالم خون ز چشم سنگ می‌آید برون
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۵۲چون خط از لعل لب آن ماه می آید برون
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۵۳از تن خاکی دل صد پاره می آید برون
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۵۴کی سخن خام از لب فرزانه می آید برون؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۵۵ناله ما سینه چاک از سینه می آید برون
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۵۶عقل پوچ از عهده سودا نمی آید برون
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.