پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۴۳

دشمن از غمخانه من شاد می آید برون

سیل روشن زین خراب آباد می آید برون

دور گردان را به آتش رهنمایی می کند

از سپند من اگر فریاد می آید برون

تا غبار خط ازان رخسار می گردد بلند

عاشقان را گرد از بنیاد می آید برون

شهپر دولت فلک پرواز می گردد ز تیغ

این هما از بیضه فولاد می آید برون

حاصل صورت پرستی غوطه در خون خوردن است

این صدا از تیشه فرهاد می آید برون

رتبه آزادگی نتوان به کوشش یافتن

سرو و سوسن از زمین آزاد می آید برون

از فقیر افزون توانگر آه حسرت می کشد

دود بیش از خانه آباد می آید برون

ناله مظلوم استقبال ظالم می کند

از کمان پیش از نشان فریاد می آید برون

سرخ رویی بی تعب صائب نمی آید به دست

این صدا از سیلی استاد می آید برون

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۴۵غم کجا از سینه بی غمخوار می آید برون؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۴۶آه حسرت از دل پیران جهد بی اختیار
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۴۷پای ما تا از گل تعمیر می آید برون
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۴۸دل کجا از چنگ آن طناز می آید برون؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۴۹راز عاشق از لب خاموش می آید برون
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۵۰تا به عزم صید آن بی‌باک می‌آید برون
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۵۱گر بنالم خون ز چشم سنگ می‌آید برون
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۵۲چون خط از لعل لب آن ماه می آید برون
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.